جامعه شناسی آموزش و پرورش(5)
آموزش و پرورش در بوسنی
برای درک چکونگی آموزش در بوسنی قاعدتا باید نگاهی به تاریخ این کشور بکنیم .بوسنی در اروپای شرقی واقع شده و همانند برخی از کشورها، جمعیت آن ترکیبی از نژادهای مختلف است . در این کشور بوسنائی ها ،هرزگوین ها، مسلمانان، ارتدوکس ها ، کاتولیک ها و صرب ها و کروات ها با هم زندگی می کنند ودر قالب یک توافق نامه که در سال 1985 منعقد شده است زندگی مسالمت آمیزی دارند که البته گاهی هم درگیری هایی نیز بین بوسنائی ها و هرزگوئین ها و یا سایر نژادها به وجود می اید .
روزنامه نگاران و جامعه شناسان در یافته اند که هر یک از این نژادها خودشان چگونگی آموزش فرزندانشان را تحت نظارت دارند و اینکه مایلند فرهنگ خودشان به فرزندانشان اموزش داده شود . البته در برخی از مدارس فرهنگ و اعتقادات هر نژاد به صورت مجزا برای همان گروه از دانش آموزان ارائه می شود . به عنوان مثال در کلاس تاریخ دانش آموزان را به نسبت مذاهب اشان و نژادشان تفکیک می کنند و زبان و تاریخ مربوط به خودشان را برای هر یک از قوم ها ارائه و آموزش می دهند.(Hedges 1997).
این تفکیک و جدا سازی به خاطر جلوگیری از بروز هر گونه تنش و خشونت نژادی و نیز پرهیز از هر گونه تعریف و تحریف عقاید صورت می گیرد . به عنوان مثال یکی از دختران دانش آموز به خاطر این که در کلاس درس مطلبی را در مورد خشونت صرب ها به سایر افراد بیان شده بود ، گریه کنان مدرسه را ترک کرده و به مدت ده روز به مدرسه نیامده بود . همکلاسی های وی نیز می دانند که اختلاط نژاد ها و ادیان در یک کلاس درس موجب هراس و نگرانی در بیان برخی از رویدادهاست . چه باید کرد؟ شرایط آموزش در سالهای آتی در این کشور چگونه خواهد بود ؟ آموزش و پرورش در کشوری مانند بوسنی نمونه ای از تضاد بین اقوام ،ادیان و زبان و آداب و رسوم و اعتقادات مردم است و قطعا کار آموزش و پرورش بسیار حساس بوده و از پیچیدگی های خطرناکی نیز برخوردار است . زیرا محیط زندگی آنان از نظر تاریخ، ارزش ها احساس همدلی و اتحاد و یگانگی ، متفاوتند .کشورهائی که دارای شرایط مشابه هستند ، لازم است پیش بینی های لازم را مد نظر قرار دهند.
مجید مجدنیا ، دانش آموخته رشته ارتباطات اجتماعی در مقطع دکتری از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه ازاد تهران هستم . در این وبلاگ سعی دارم مطالب مرتبط با ارتباطات و جامعه شناسی را جهت دوستان و علاقمندان ارائه کنم.