جمعه شب گذشته رادیو گفت و گو در برنامه "جستجو" با دعوت از مهمانانی چون دکتر غلامرضا آذری، دکتر مجید مجدنیا، دکتر بیتا رزاقی زاده و دکتر حسین اسدبیگی به کنکاش در خصوص مشاغل فالگیری و رمالی ونیز آسیب شناسی آن در بعد خانوادگی و اجتماعی پرداخت.

دکتر رزاقی زاده در آغاز به تبلیغات گسترده چنین مشاغلی اشاره کرد و گفت: اگر بخواهیم با دیدی تفننی به این مقوله بنگریم، شاهد یکسری تلقینات ذهنی هستیم که نمی توان از بعد علمی آن را انکار نمود که فرد با استفاده از آن می تواند درجاتی از اعتماد به نفس را کسب کند و انگیزه و انرژی را برای ادامه مسیر بدست آورد. منتهی زمانی این مسئله به صورت مشکل پدیدار می گردد که ما شاهد مراجعه بیماران روانی به افراد فالگیر هستیم و من فکر می کنم که چنین گرایشاتی از جهل و نادانی سرچشمه می گیرد.

این روان پزشک اضافه کرد: گاهی اوقات افراد به دلیل جهل و نا آگاهی پروسه درمانی خود را به سمت بهره گیری از دعا نویسی و انرژی درمان گرها منحرف می سازند و این بسیار آسیب رسان است. منتها همیشه این انرژی درمانی بی تاثیر نیست، همانگونه که ما در اورژانس روانپزشکی عوامل ناشی از فشار های روانی را از طریق ساپورت های انرژیک و تلقینات مثبت درمان می کنیم و انرژی درمانی بدون شک بر پایه درمان بیماری های عصبی است و نه ارگانیک.

درک و فهم به عنوان مسئله ای کلیدی موضوعی بود که دکتر آذری آن را اساس و پایه ارتباطات بین فردی و گرایش آن به سمت باور های خرافی معرفی کرد و گفت:

اساسا تمام افرادی که در هسته کاری روانشناسی فعالیت دارند در تلاشند تا مفاهیم پیرامونی فهم را به عنوان اساس رابطه میان دو فرد نهادینه کنند و چه بسا ازدواج هایی که از طریق رمالی و فالگیری حاصل شده اند و نتیجه ای جز زندگی های سخت و دشوار و فرزندانی با وضعیت روحی-روانی خطرناک نداشته اند و همین افراد به عنوان عصاره یک نسل عصیان گر، می بایست، تاوان مسیر اشتباه پدران و مادران خود را بپردازند.

او ادامه داد: یکی از راهکارهایی که من پیشنهاد می کنم و در مقوله ارتباطات هم از آن بسیار نتیجه گرفته ایم، کاربرد آموزش فیلم در تسهیل و کمک رسانی به درمان بیماری های روانی است. مثلا می توان مقوله فالگیری و رمالی را اساس یکی از نظریه های فیلم هایی در این رابطه قرار دهیم و آن نظریه فریبکاری میان فردی است و اساس آن به این موضوع می پردازد که آدم ها چگونه موفق می شوند تا بدون اغنا نمودن یکدیکر، خود را برای به هدف رساندن دیگری سهیم نمایند. در حقیقت هر دو می دانند که در مسیر فریبکاری دیگری قرار می گیرد اما خرسند و شادمان هستند. طبق این نظریه گروهی دیگر را داریم که نمی دانند در حال فریب دادن یکدیگرند هستند و در گروه سوم تنها یک فرد به جنبه فریبکارانه واقف می باشد. در این سه حوزه فیلم های متعددی ساخته شده است که دیدن و کنکاش در شخصیت پردازی های آن ها را به مراجعان توصیه می کنیم.

دکتر حسین اسدبیگی در ادامه این بحث در پاسخ به سوال مجری برنامه در خصوص تعبیر نادرست از سنت ها و مباحث مذهبی و تاثیر آن در گرایش به فال بینی و طالع بینی چنین گفت: گاه به دلیل علاقه ای که عموم مردم به مسایل مذهبی دارند، خود را به چنین مسایلی متصل می کنند در صورتی که ممکن است عالمان مذهبی نظری کاملا مقایر با این افراد داشته یاشند. حتی در برخی از آیات قرآنی نظیر آیه 12 سوره بقره آمده است که شیاطین کافر شدند و به مردم سحر و جادو را آموختند یعنی اگر کسی در این زمینه ها فعالیت کند، به کاری غیر اسلامی و غیر مذهبی مبادرت ورزیده است.

دکتر مجدنیا در بخشی دیگر از این برنامه صحبت های همکارانش را چنین پی گرفت: انسان ها بطور کلی دوست دارند تا مباحثی را درباره زندگی شخصی خود در آینده بدانند. اما این مباحث باعث می شود تا فرد به نوعی به تخیل بپردازد و تصاویر ناقصی که به او ارائه داده شده را در ذهن خود شکل دهی کند و ممکن است به دلیل اعتبار درونی آن منبع برای فرد، در جهت وقوع آن چیزی که گفته شده است، شرایطی را مهیا نماید.

او در ادامه بحث یکی از کارکرد های ادیان را جنبه آگاهی بخشی معرفی کرد و افزود: با بررسی سوابق تاریخی برخی کلیسا ها شاهد این هستیم که افراد به واسطه نا آگاهی از برخی باور ها، بی چون و چرا اطاعت می کردند. کما اینکه چندی پیش رسوایی های واتیکان و کشیش های آن نیز شنیده شد و این نشان می دهد که به جای آن که مردم به مباحث معنویت، درک و فهم کشیده شوند، به سمت مادیت سوق داده می شوند. در این بین فقر فرهنگی در پیدایش باور های خرافی دخیل بوده کما اینکه هر کجا آگاهی وجود داشته باشد، خرافات مفهومی ندارد و معتقدم که نبود باورهای اصیل فرهنگی دلیل بروز چنین آسیب هایی است

منبع : سایت رادیو گفتگو : اینجا

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت   توسط   |