مدلهای تاثیر رسانه ها
با وجود تحقیقهای زیادی که انجام شده، و صدها مورد مطالعاتی که پیرامون( مصرف رسانه ای)صورتگرفته گرفته ، و در پی رفتار هائی که عمل میشود، همه نشان دهنده این است که رسانههای عمومی به یک کلمه (ابزار نزد مردم عادی بدل شده است . در واقع محققا به درجهای نه معقول از بی تفاوتی رسیده اند. این موضوع هم در مورد افراد تحصیل کرده و هم در مورد مردمان عادی صدق میکند. اما زمان آن رسیده است که بپرسیم چر ?
موضوع (ا
هیچ پاسخ روشنی برای بیان چرأیی این بی توجهی نسبت به رسانهها وجود ندارد .
آنچه که من استنباط میکنم ، دو نوع نتیجه قیری در این میان وجود دارد که از ورأی تحلیلهاای مختلف ، قابل دسترسی است .اول آنکه در طای۶۰ سال گذشته ، اکثر تلاشهاای اندیشمندان و مطالعاتی که آنان بر روی تاثیر رسانهها بر رفتار مختبن متمرکز بوده است، نتیجه مشخصی ارائه نداده است. میتوان از این تلاشها ، چنین نتیجه گرفت که دست یابی به تاثیر رسانهها بر مردم ، به سادگی امکان پذیر نمیباشدوم اینکه پژوهشهای مربوط به رسانهها بر مردم ، پیوسته از رویکردی نه صحیح در مورد نردم و بطور کلی جامعه ، برخوردار بوده است .این راهکار غلط مونتاژ به نمونههای شده است که در این مطلب به آنها اشاره میشود.د
مدل تاثیر رسانه مرتبط با مشکلات اجتماعی
برای تشریح و بیان خشونتهای اجتماعی ، محققان باید از موضوع خشونت کار خود را آغاز کنند و سعی کنند تا در مورد آن و آنچه که تا بحال اتفاق افتاده ، توضیحاتی ارائه دهند.این امر میتواند با مطالعه شرایط کسانیکه در این گونه موضوعات درگیر هستند ، هویتشان ، سوبقشان ،و ویژگیهایشان از نظر رفتاری و خانوادگای و ...مورد بررسی قرار گیرد . تاثیر رسانهها رویکردی است که مفهوم آن از مشکلات و عواقب آن ناشی میشود تا در جامعه بشری نسبت داده شود .
این یک نقطه شاخص است . جرم شناسان ، در تلاش حرفهای خود خشونت و جرایم را توضیح میدهند ، اما تشریح آنان از طریق رسانهها نیست ،بلکه عوامل تسیرقزر دیگری نظیر فقر ، بیکاری ، بی خانمانی ،رفتار خانوادگای و حتا طبقه اجتماعی ، نیز در این جریان نقش دارند . در یک مطالعه که من آن را یک تحقیق صحیح تلقی میکنم ، با ۷۸ نوجوان مجرم و بزهکار که بیشتر جرم آنها عمل خشونت بود ، مصاحبه انجام شده و در این مصاحبهها به دنبال رد پأی از تاثیر رسانهها بر عمل مجرمانه آنان بودهاند. در مقایسه با یک گروه ۵۰ نفری از دانش آموزان مدرسه متوسطه با همان سن و سال ، به این نتیجه دست یافتیم که نوجوانان بزهکار ، کمتر از گروه اول ، یعنی دانش آموزان دبیرستانی ، از رسانهای مانند تلویزیون استفاده میکرد اند.و یا اساسا دست رسی کمتری به تکنولوژیهای ارتباطی داشته اند، و یا هیچ گونه علاقهای از خود نسبت به برنامه های خاص بروز نداده اند ، و از برنامههای که سایه هم سن و سالهایشان لذت میبردند ، برای آنها لذتی نداشته است. این نکته نشان میدهد که زمانی که از نوجوانان بزهکار پرسش میشود که اگر شما به جائی یکی از کسانی که از تلویزیون تصویرشان نمایش داده میشود بودید ، چه شخصیتی را برای خود انتخاب میکردید ، یا دوست داشتید به جائی چه کسی باشید ؟
مدل تاثیر بر رفتار کودکان
فرد گرأی در روانشناسی نظم ، نیز تاثیر زیادی دارد ، بطوریکه کودکان بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرند. روان شناسی در طول دو دهه اخیر ، دوران کودکی را دوران ساخت اجتماعی کودکان در نظر میگیرد که توسط سنّتها ، نگرشها ، باورهاای مذهبی (اعتقادات) که در جوامع مختلف و زمانهای مختلف به شکلهای گوناگون بوده است ، شکل میگیرد. روان شناسی کودکان ، در روانشناسی پیشرفته هنوز باقی مآنده است ..( ادامه دارد )