گفتمان ،تحلیل گفتمان ، تحلیل گفتمان انتقادی .
مفهوم گفتمان ، همانند مفاهیمی چون زبان ، ارتباط ، تعامل ، جامعه ، فرهنگ ، ...مفهومی اساسا مبهم است . البته آنجه که می تواند تعریف مفاهیم بنیادینی را بدست دهد ، که به پدیده های پیچیده می پردازند، کل رشته ای است که می تواند هر پدیده ای را مطالعه کند و در این جا ، کل حوزه چند رشته ای مطالعات گفتمانی است که به آن گفتمان کاوی یا تحلیل گفتمان هم گفته می شود .
اصطلاح گفتمان معمولا به شکلی از کاربرد زبان ، مثلا در یک سخنرانی و یا حتی بطور کلی تر به زبان گفتاری یا شیوه سخن گفتن اشاره دارد . البته نوعی از گفتار که انتقادی نباشد .
یکی دیگر از اشکال کاربرد اصطلاح گفتمان را که پیوسته رواج بیشتری می یابد ، اما هنوز غیر رسمی است ، می توان در رسانه ها یا برخی از علوم اجتماعی و مثلا هنگامی که از گفتمان نه صرفا به زبانی که سیاستمداران یا متفکران نولیبرال بکار می برند ، ؛ بلکه به اندیشه ها و فلسفه هائی که آنان مبلغ آن هستند ، نظر دارد . در واقع ممکن است توجهی به کارکرد زبان نداشته باشد .
گفتمان کاوان بر آنند تا مولفه های اساسی دیگری نظیر این که ، چه کسی ، چگونه ، چرا ، و چه وقت ، به کاربرد زبان روی می اورند ، را به مفهوم گفتمان اضافه نمایند .
یکی از ویژه گیهای گفتمان که واجد بعضی از این وجوه کارکردی است ، رخداد ارتباطی است . این به این معنی است که مردم زبان را برای برقراری ارتباط میان اندیشه ها و باورها یا برای بیان احساسات ، بکار می گیرند واین عمل به مثابه بخشی از رخداد های پیچیده اجتماعی و در موقعیت های مشخصی همچون ملاقات با دوستان ، مکالمه تلفنی ، تدریس ، مصاحبه و...... انجام می دهند .
وظیفه اصلی گفتمان ، فراهم اوردن توصیفی یکپارچه از سه بعد اصلی گفتمان است.
1 - کاربرد زبان
2 - برقراری ارتباط
3 - تعامل در موقعیت های اجتماعی
چگونه کاربرد زیان بر باورها و تعامل تاثیر می گذارند ؟ یا بر عکس چگونه تعامل بر نحوه سخن گفتن مردم تاثیر دارد ؟ یا چگونه باورها کاربرد زبان و تعامل را کنترل می کنند ؟
می توان از مطالعات گفتمانی انتظار داشت که علاوه بر بدست آوردن توصیف نظام مند ، نظریه هائی برای توضیح مناسبات، میان کاربرد زبان و باورها و تعامل ارائه کند .(1)
مشخصه های زبانی و نحوی در نشریات ، می تواند نوعی گفتمان در سطح خرد تلقی شود ، ولی سطح کلان آن همان رابطه متن (text ) و بافت ( context ) است . یعنی مستند های اجتماعی و فرهنگی حاکم بر متن .
زبان حقوقی ، یک گفتمان است و مثلا نمی توان به راحتی متون حقوقی را درک کرد و بکار برد .( مگر اینکه حقوقدان باشیم .) و یا مثلا ادبیاتی که دارند و بکار می برند ، نوعی گفتمان است و یا همین بحثی که قبلا در مورد خبر داشتیم ، آن هم نگاه ، نگاه گفتمانی به خبر بود .
از یک زاویه دیگر ، گفتمان سوسیالیسم ، جامعه گرائی است و گفتمان کمونیسم ، و گفتمان سر مایه داری ، آزادی .
کسانیکه بحث گفتمان را مطرح می کنند ، می گویند که واقعیت که خودش زبان ندارد که خودش حرف بزند ، پس همینکه افراد سعی می کنند راجع به واقعیت بگویند ، دارند حقیقت را وارد گفتمان می کنند . نگاه میشل فوکو متمایز تر و صریح تر است ؛ او معتقد است که نظام بیانی اساسا بر خاسته از یک اراده معطوف به قدرت است و منجر به باز تولید مناسبات قدرت می شود . حال انکه اگر دیدگاه های وان دایک را هم در باره گفتمان خوانده باشید ، می گوید که اساسی ترین نقش گفتمان ، باز تولید ساخت اجتماعی است. در واقع فوکو آب پاکی ریخته بر روی همه چیز و می گوید علم و اندیشه بشر گفتمانی است .
او در بحث دیرینه شناسی اش می گوید : همه علوم صورت گفتمانی دارند و بعد ادر بحث تبار شناسی هم نتیجه می گیرد که صورتهای گفتمانی با قدرت رابطه دارند . در اصل آنچه که پشت صورت گفتمانی است ، قدرت است .
اساسا در بحث ارتباطی ، گفتما های معرفت شناسی را می توان در چهار گروه طبقه بندی کرد .
گفتمانهای متمرکز بر عینی گرائی (objectivity ) که غالبا تئوریهای مربوط به بازنمود Representation) ) را مطرح می سازد .
گفتمانهای متمرکز بر ذهن و درک ( understanding ) که بحث های مربوط به معرفت و شناخت طرف توجه آنهاست .
گفتمانهای ساختارگرا که به دو گفتمان فوق بد بین ( Suspicious ) هستند
گفتمانهای پسا ساختارگرا که به جان هر سه گفتمان فوق افتاده است و آنها را آسیب پذیر ( Vulnerability ) می داند . (2)
تحلیل گفتمان چیست ؟
برخی از زبان شناسان تحلیل گفتمان را مترادف با تحلیل ساختار زبان گفتاری ، مانند گفتگو ها ، مصاحبه ها ، سخنرانی ها ، و....غیره می دانند و برخی نیز می گویند که تحلیل گفتمان بیشتر به کاربرد یا ساختمان جمله و کشف و توصیف جمله و روابط آن می پردازد و عده ای دیگر تحلیل گفتمان را شناخت رابطه جمله ها با یکدیگر و نگریستن به کل آن چیزی که نتیجه این روابط است ، می پندارند.
هدف عمده تحلیل گفتمان ، تکنیک و روش جدیدی در مطالعه متون رسانه ها ، علوم ؛ سیاست ، و اجتماع است . در تحلیل گفتمان ، برخلاف تحلیل های سنتی زبان شناسانه ( محتوی و هرمنوتیک سنتی ) ، دیگر صرفا با عناصر صرفی و نحوی لغوی جمله به عنوان عمدتا مبنای تشکیل ، سر و کار نداریم ، بلکه از فرا تر از آن و عوامل بیرونی از متن ، یعنی بافت موقعیتی ، فرهنگی ، اجتماعی وغیره سر و کار داریم .
تحلیل محتوی چیست ؟
به عقیده برنارد برلسون ، تحلیل محتوا نوعی تکنیک پژوهشی است برای توصیف عینی ، منظم و تا آنجا که ممکن است ، کمی محتوای ارتباطات با هدف نهائی تفسیر داده ها است . و از دیدگاه دکتر معتمد نژاد ، تحلیل محتوا ، تکنیک تحقیقی برای تشریح عینی ، منظم و مقداری محتوای آشکار ارتباطات تعریف شده است .
تحلیل متن چیست ؟
تحلیل متن ، بهتر از هر روش دیگری می تواند فرآیندهای اجتماعی فرهنگی اجتماعی وسیاسی ارتباطی را بهر شکلی که پدیدار می شود ، با همه پیچیدگی هایش ، تناقض ها ، ناکامی ها ، و سرشت اغلب بهم ریخته اسان ، توضیح دهد .
هر منوتیک چیست ؟
فهم فاصله فرهنگ روزگار تولید متن و فرهنگ روزگار دریافت متن است . هرمنوتیک ، یکی از ابزارهای تحلیل است . یکی از ابزارهای ده گانه است . در هرمنوتیک ، مولف مرده است . دریافت کننده متن زنده است . معنی را زنده ، باید از فحوای متن بیرون بکشد . به مراتب غنی تر از تحلیل محتوا است .
تحلیل گفتمان انتقادی چیست ؟
تحلیل گفتمان انتقادی ، شاخه علمی میان رشته ای است در علم زبان شناسی که کارکرد زبان را در جامعه و سیاست بررسی می کند .
تحلیل گفتمان انتقادی ، زبان را به عنوان عملی اجتماعی در ارتباط با ایدئولوژی ، قدرت ، تاریخ ، و جامعه ، در سطح متن ، اعم از گفتاری ، نوشتاری ، مورد مطالعه قرار می دهد . تحلیل گفتمان انتقادی ، از رهاورد پسامدرن ، یا پست مدرنیسم است که ریشه در آراء میشل فوکو دارد .
این رویکرد از زبانشناسی معتقد است که عواملی همچون بافت تاریخی ، روابط بین قدرت و سلطه نهادهای اجتماعی و فرهنگی و ایدئولوژیکی ، متن یا صورت زبانی یا معانی جدیدی را بوجود می آورند . در این رویکرد ، زبان ان آئینه شفاف نیست که حقایق را بنمایاند ، بلکه شیشه ماتی است که حقایق را تحریف می کند و چگونگی تحلیل آن در اراده قدرتهای پنهان و آشکار حاضر در نهادهای اجتماعی ، سیاسی ، گفتمانها را می سازند و سپس این گفتمانهای مورد نظر ، با ایدئولوژی و اهداف خاص در گذر زمان از طریق نهادهای اجتماعی ، آنچنان در جامعه جا باز می کنند و طبیعی جلوه می دهند که مردم آن گفتمان را و پذیرش تفکر را امری طبیعی و منطقی و به اراده خود می پندارند و بدون هیچگونه مقاومتی ، آن را می پذیرند و تصور می کنند که آزادانه و به اختیار خود می اندیشند، قضاوت می کنند و تصمیم می گیرند . به گفته دیگر ، گفتمانها شکل دهنده و القاء کننده فرهنگ و ایدئولوژی خاص در جامعه هستند . در این رویکرد ، روابط سلطه و ایدئولوژی دوسویه است .
تحلیل گر گفتمان انتقادی ، کسی است که تحلیل کننده گفتمانهاست . باید در سطح جهانی کارکند و فرا تر از ایدئولوژی ، سلطه، قدرت و سیاست باشد تا بتواند تحلیل نماید . تحلیل گر انتقادی گفتمان ؛ خود را موظف می داند که پرده از روی صورت ظاهر متون زبانی بردارد . و آنچه را که در پشت واژه ها ، جمله ها، متن زبانی ، خواه متون مطبوعات و خواه متون زبانی در سایر رسانه ها ، از نگاه مردم مخفی مانده است ، بر آنها آشکار سازد . آنچه که طبیعی جلوه داده شده است ، طبیعیزدائی کند و با درک حقیقت در زندگی و در رقم زدن سرنوشت خویش ، تصمیم گیری نماید .
77777777777777777777777777777777777
منابع :
(1)برداشتی از سخنرانی استاد گرانقدر دکتر سمیعی
(2) دکتر یونس شکرخواه
(3) تئو وان دایک