تبليغاتX
دریچه ای بسوی ارتباطات - علم و تجربه
ارتباطات - روابط عمومی - روزنامه نگاری

علم  و تجربه

 

برخی از دانشمندان علم را بت زمان نامیده اند و می گویند علم جای خدا را گرفته است . انسانها از زمانیکه متولد شدند ، بین آنها و طبیعت جنگ آغاز شده بود . این ستیز بر این محور بود که انسان می خواست بر طبیعت مسلط شود و به کمک این  تسلط نیازهای خود را به سادگی بدست آورد .

اگر امروزه علم جایگاه رفیع پیدا کرده ، بر این محور است که توانسته است نیازهای انسان را بر آورده سازد . تحقق این هدف مستلزم این است که انسان محیط خود را بشناسد .

علم عبارت است از مجموعه دانستنی های بشر که اصطلاحا به آن Knowledge  گفته می شود .

 آرام آرام بت ناشناخته زمان  برای انسانها ، شکسته شد . چون تصور می شد علم  چیز پر رمز و راز یست که دست یافتن بدان میسر نمی باشد ، اما این قضیه شکسته شد . علم در برابر جهل قرار دارد . یکی از مشکلاتی که علم  به بشر عرضه کرده است ، این است که هر کسی تصور خاصی از علم ارائه کرده است . از نظر یک بنا ، علم عبارتست از چیدن یک دیوار بلند بصورت صاف و مستقیم . گروهی هم می پندارند که علم کار کسانیست که روپوش سفید بر تن دارند و با ذستگاههای پیچیده الکترونیکی کار می کنند .

علم فیزیک دارای پیچیدگی هائی است . اندیشمندان می گویند چون علوم انسانی دارای این پیچیدگی ها نیستند ، پس علم هم نیستند .

ما دانستنی ها را قبول داریم . هر چیزی که دانستنی باشد ، تماما علم نیستند .اما همه آنها می توانند هم دانستنی و هم علم باشند ، لیکن دور ریختنی نیستند . علم به مفهوم Sience  دانستنی هائی هستند که آن را از طریق تجربه حسی مستقیم بدست می آوریم .

تاریخ تولد علم ، مصادف با تاریخ تولد بشر است . اما تاریخ تولد دیگری نیز بصورت مکتوب و دانشگاهی برا ی علم وجود دارد که آن در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است . عده ای به مدد علوم تجربی Sience  ادعا هائی کرده اند . نیوتن می گفت که علم فیزیک تمام مشکلات بشری را حل خواهد کرد ، اما اینطور نشد . باخ ، موسیقی دان بزرگ ادعا می کرد که با یک خط کش می توان تمام دنیا را اندازه گیری کرد . البته دنیا از دید باخ بسیار کوچک بود .

از آنجا که سنت علم با علم آزمایشی شروع شده ،به همان دلیل می گویند مرور فیزیکی ، نمی گوئیم هر چیزی که با فیزیک مطابقت نکرده باشد ، علم نیست .

اگر مفروضات رعایت نشوند ، قانون شکل نمی گیرد . علوم فیزیکی علرغم اینکه نقاط قوت قابل قبولی دارند ، اما نمی توانیم بگوئیم که اگر مفروضات رعایت نشود ، علم نیستند .

 اگر کسی بتواند در حوزه علوم انسانی کار کند ، می تواند راحت تر در حوزه علوم فیزیکی تجربه حسی مستقیم را دریابد .

تجربه عبارت از برخورد فرد با پدیده هاست .همانطوریکه گفته شد ، دو نوع تجربه داریم .

1-                                             Experience

2-                                             Experiment

تجربه معنی مناسبی برای Experience  است و عبارتست از آنچه که انسان به مرور زمان از خودش یا از طبیعت یاد می گیرد . انسانها ، تصادف می کنند و یاد می گیرند تا درست رانندگی کنند و یا از خودشان خوب مراقبت کنند . این تجارب ممکن است مفید باشند ، اما علم نیستند ، چرا که هرکس تجربه خاص خود را دارد . تجربه هیچ پایه و استدلالی ندارد .مانند اینکه بگوئیم جغد شوم است که در این صورت هیچ رابطه منطقی در تائید مطلب نداریم . این تجربه ، قابلیت انتقال ندارد . دو نفر در معرض یک پدیده قرار می گیرند وبه  دو برداشت متفاوت می رسند . یکی خوشحال و دیگری غمگین می شود .تصوف ، درویشی ، و... مالا مال از این تجربه هاست .  پس تجربه از نوع Experience   علم نیست ، چون استدلال ندارد.

تجربه باید قابل مشاهده باشد  . مانند حرارت دادن آب و رسیدن به درجه جوشش که می توان آن را دید و بارها تکرار کرد .

    تجربه از نوع Experiment  دارای وپژه گی هائی است . این ویژه گی ها عبارتند از  

 

1-     آزمون پذیری – دارا بودن قابلیت آزمون که بتوان بار ها آنرا آزمون کرد .

2-     تکرارپذیری : بدفعات باید قابل تکرار باشد .

3-  مفاهیم مناسب انتقال : ویژگی است که بشود بوسیله آن ، ما آن را به دیگران انتقال دهیم . اگر یک عمل جراحی در یک کشوری انجام می گیرد ، باید بتوان همان عمل را در جای دیگری نیز انجام داد .

4-  توانائی پیش بینی : اگر بادکنکی را باد کنیم و رها سازیم ، در یک ارتفاع300متری می ترکد . این قابل پیش بینی است .

5-  حوادث علمی یک نتیجه منحصر به فرد دارد : صفحه ای داریم که صیقلی شده است . نوری در آن می تابانیم و فقط در زاویه 45 درجه منعکس می کنیم .نتایج جز یکی نخواهد بود . آقای کوپر این ویژه گی را ابطال پذیری نام نهاده است . اگر از قانونی استفاده نمی کنیم ، به معنی ابطال آن نیست بلکه ممکن است به صرفه و صلاح نباشد.مانند گرفتن انرژی از بخار آب و زغال سنگ .

    ابطال پذیری ، یعنی دارا بودن این 5 ویژه گی . که علم است و در حوزه تجربه .

    جمله " هر شخصی میمیرد " یک جمله درست است اما ابطال پذیر نیست .        یعنی نمی توان کسی را ابتدا کشت و سپس آن را آزمون کرد . یا مردن وی را  تکرار کرد . دایره درست بودن ، خیلی از علمی بودن ، گسترده تر است . هرچه  علم باشد ، درست است . اما هرچه درست باشد ، علم نیست .

6-  امساک گری : باید با حداقل به نتایج حداکثری رسید . نمی توان از 500 متغیر به عنوان عوامل موثر در تورم برای انجام یک کار پژوهشی استفاده کرد .باید از حداقلها استفاده کنیم  و نتایج کلی بگیریم.

7-  علم بر پایه آزمون و فرضیه استوار است . بدون فرضیه ، تحقیق میسر نمی شود . فرضیه ها به حوادث معنی می بخشند . در دنیا هزاران سیب از درخت سقوط کرده است . اما یک نفر توانسته است تا فرضیه ای را بیان کند .

8-  یافته های علمی ، در چارچوب نظریه ها ، قابل ترسیم هستند . آنچه که بدان دست یافته ایم ، یا با نظریه ای مطابقت دارد ، و یا مطابق آن نیست . اگر مطابقت ندارد ، پس نقطه آغازی است برای طرح نظریات جدید .

9-  علم پویاست . هیچکس و هیچ سازمانی نمی تواند جلو حرکت علم را بگیرد و آن را مهار کند .زمانیکه یافته های ما با یافته های سایر پژوهشگران مغایرت پیدا می کند ، سر آغازیست برای طرح نظریات جدید .

10-علم باید دارای پایه منطقی و استدلالی باشد . گفتن اینکه جغد شوم است ، پایه استدلالی ندارد .

پژوهش علمی ، به مطالعاتی اطلاق می شود که دارای این معیار ها باشد . اگر از این موارد تبعیت نکند ، و لو اینکه با بهترین و دقیق ترین روشها هم انجام شده باشد ، علمی نخواهد بود .

پس می توان گفت که علوم انسانی هم علم هستند . چرا که همین ویژه گیهای علمی ، در مورد علوم انسانی نیز صدق می کنند .

 =======================================

 برگرفته از گفته های استاد گرانقدر دکتر دلاور

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 فروردین1388ساعت 9:0  توسط مجید مجدنیا   |