تبليغاتX
دریچه ای بسوی ارتباطات - آیا به سردبیران نیاز داریم؟
ارتباطات - روابط عمومی - روزنامه نگاری

آیا به سر دبیران نیاز داریم؟

        من نمی توانم ازطرح  این پرسش خودداری کنم ، هر چند که می دانم یکی دوتا قلم بد ست   این پرسش را بهانه  قرار خواهند داد و خواهند گفت که آنها ، همانند مشاورانی هستند که در لحظات حساس مانند زمانی که شخص برای انجام عمل جراحی به زیر تیغ می رود ، عمل می کنند .اما از نظر  روزنامه ها ، خصوصا روزنامه های منطقه ای در بریتانیا و ایالات متحده  کار آنان همانند جدا کردن استخوان از مغز آن است و معتقدند که ارزش آن را دارد که سئوال شود : آیاوجود  سردنیران برای روزنامه ها اکنون یک نعمت است؟

               اجازه ندهید که کسی بگوید که سر دبیران از هر قماشی ، عملکرد درخشانی دارند : ایجاد حس در متون ، اصلاح غلط های تایپی ، اصلاح نگارشی متن ، تزئین مطلب  جهت فریبندگی مخاطب ، پوشش دادن طرحها ، قضاوت در مورد اخبار و گزینش آنها ....، این خنده داراست : سر دبیران حتما دارای ارزش و اعتبارند. 

          اما در وبلاگ  ، من یک اطاق خبر فرضی با یک صد خبرنگار دارم که سی درصد آنان مطابق رویه قضائی فعلی ، خیلی هم سخت گیر نیستند ، و می پرسند که زمانیکه با ضرورت کاهش کارکنان مواجه می شویم ، اولویت حضور در سر کار،  با چه کسانی است ؟  در اطاق خبر فرضی من ، گزارش دهی مهمترین اولویت را دارد .    هرچه روزنامه نگاری اصولی تر باشد ، به همان نسبت ارزش و اعتبار آن بالاتر ودر نتیجه فرصت مناسب تری هم برای برجسته شدن آن است ، در شرایطی که امکان جستجو و لینک دادن وجود داشته باشد .اگر چه خبرهای فوری و مهم ارزشمند هستند، اما من به نفع خبرنگاری حوزه ای کوتاه می آیم . شرایطی که خبر نگار همانند یک سگ نگهبان ، منطقه خبری خود را زیر نظر و نظارت خبری خود دارد .

          زمانیکه این خبر نگاران مطالب مربوط به حوزه خبری خود را در وبلاگشان پوشش می دهند ، مردم را با دیدگاهها و کامنت های گذاشته شده در انتهای مطلب ، شریک و سهیم می سازند و در برخی موارد نیز از مردم و مخاطبان خود می خواهند تا در مورد شیوه گزارش دهی ، جمله بندی ، رعایت اصول نگارشی ، تکمیل خبر و... مشارکت کنند . بنابراین ، این دیدگاههای به اشتراک گذاشته شده ، همانند یک مرکز راهنمائی عمل نموده و ایده اصلاح مطلب تهیه شده را هدایت می کند . دیگر اصلاح مطلب و جابجائی ویرگول و کاما ، کاری عبث به نظر می رسد . چرا که خوانندگان وبلاگ من ، سردبیران و گزارشگران من هستند.

          ما سعی می کنیم در ابتدا بصورت  online  مطالب خود را انتشار دهیم و سپس بتدریج آن را اصلاح کنیم .در واقع ما  روزنامه نگاران وبلاگی، کارهای خبری خود را بصورت نیمه آماده ارایه میکنیم تا بتدریج تکمیل و پخته تر شود .

         همانگونه که آقای  نیک دنتون شرح می دهد ، رسانه های   Gawkerراهی است برای بیان اینکه :"" اینها ، آنجه که من میدانم و نمدانم  هستند . تو ، چه چیزهائی در این مورد میدانی؟ "" بدین صورت گزارش دادن  اخبار ، فرایندی می شود که کمی بیش از تولید آن اهمیت می یابد .

          در سرویس ارایه اخبار بصورت همزمان  ( online   ) سردبیران را نیاز نداریم    تا برگ اخبار را برای تنظیم و صفحه بندی  در اندازه مورد نظر ش کپی کند . ما از قالب    هائی استفاده می کنیم که هر کس براحتی می تواند آن را پر کند ( کامنت بگذارد ) و    هیچ محدودیتی از نظر فضا برای درج اخبار و گزارشها نداریم . آنچه که کمبود به نظر    می رسد ، کم توجهی به این  صفحه هاست .            زمانیکه خوانندگان بیشمار و ناشناس بطور آنلاین در سایتهای مختلف خبری   Media  Gawker    گشت می زنند ، در واقع کار سردبیران خبر را تخته می کنند و  با رفتن به موضوعات مختلف بطور مستقیم و بدون واسطه ، از طریق جستجو کردن و یا کلیک کردن بر روی لینکها ، اخبار را دنبال می کنند . حالا آیا جای تعجب نیست که با این اوضاع .احوال ، به یک سردبیر نباز داشته باشیم  ، تا مطالب ما را گزینش یا اصلاح کند.

آقای استیو اسمیت  سر دبیر و سخنگوی "    Review Paper     " در ایالت واشنگتن که اخیرا مرثیه ای هم با عنوان " روزنامه نگار ، گاو سرکش عصر اطلاعات " نوشته است ، می گوید : من در میان آخرین نفرات این نسل رو به انقراض هستم . در ستون مربوط به آقای " روی گرینزلند " در روزنامه   ( Evening Standar  ) آقای  "لاوسون مانکاتر " که صاحب امتیاز روزنامه است می نویسد :

<<من باور دارم که ادیت کردن متون خبری دیگر منسوخ شده است >>. او هم چنین پیش بینی کرده است که این حرکت بسوی انقراض ، ابتدا با واگذاری کار سردبیری انجام خواهد شد همانگونه که در روزنامه های ایالات متحده و سپس در بریتانیا در حال رخ دادن است . وی می گوید که این خوش شانسی است که کار هنوز به میخ طویله کشیده نشده است . او می گوید که ترجیح می دهم که خیالاتی شده باشم از شنیدن این اخیار که کسانی را ترغیب می کند تا خودشان را به چهارمیخ بکشند

البته هنوز هم سر دبیران نقش خواهند داشت ، ولی نقش آنها متغیر است .

در شرایطی که ما از یک سیستم اقتصادی ناشی از کمبود رسانه ها ، به سمت تکثر رسانه ای رو نهاده ایم ، این یک ضرورت است که به ساماندهی و مراقبت بپردازیم :

(برای پیدا کردن بهترین روش ها ، بازدید کننده ها ، کامنت نویسها، عکاسان ،و دیگر متخصصین .)

همانطور که روزنامه ها در سایه همکاری ها منتشر می شوند ، ضرورت دارد که سردبیران نیز شبکه هائی متشکل از مردم عام و کارکنان تشکیل دهند ، و از این طریق نقش هماهنگ کنندگی خود را در جامعه ایفا نمایند .

من چنین تصور می کنم که سردبیران نقش مربیان و معلمان را در کمک به بهبود ارتباط بین شبکه ها ، ایفا می کنند . سر دبیران نعمتی هستند که ما باید به آنها میدان عمل بدهیم ، اما از آنجا که ماهیت شغل آنها تغییر می یابد ، شخصیت آنها نیز تحت تاثیر این تغیر قرار می گیرد . سردبیران باید به مربیان مهربان و صمیمی تبدیل شوند که وظیفه آنها  در دنیای مجازی  پیدا کردن مطالب خوب باشد . آنها باید مهربان تر باشند .با همه این تفاسیر ، ممکن است هنوز سردبیرانی باشند که ترجیح بدهند به جای انجام این امور ،  خود رابه به چهارمیخ بکشند

--------------------------------------------------------------------------------------------

منبع : گاردین –  18اگوست 2008

آقای  " Jeff  Jarvis"   استاد روزنامه نگاری در سیتی یونیورسیتی  نیویورک و مدیر وبلاک Buzzmachine ""

 

  

 

         

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 7:24  توسط مجید مجدنیا   |