شیوه های دستکاری رسانه ها
رسانه های گروهی چنین میگویند که جانبداری از برخی از اخبار غیر قابل اجتناب می باشند، تحریف ها غالباً بر حسب فشارهای حاصل ازمحدودیت های زمانی اخبار، قضاوتهای نادرست افراد، محدودیت های مالی و بودجه ای ، و مشکلات ناشی از عدم کاهش پیچیدگی رویدادها و رخدادها به یک گزارش جامع بوجود می آید، از این گذشته، فقدان هر گونه سیستم ارتباطی توانائی گزارش کردن به گونه ای کامل را از بین می برد.لذا موضوع گزینش اخبارضرورت پیدا می کند..
به این موضوع هم اشاره کنم که ارائۀ نادرست اخبار توسط رسانه های گروهی همیشه به دلیل قصور آنان و یا به خاطر خطاهای ضمنی و بی طرفانه یا برداشتهای روزمره نیست ،بلکه چنین معتقدم که این مشکلات وجود دارند، اینکه مطالب مطبوعات باید بهگزینی شوند، هیچ بحثی نیست، ولی آیا معیاری مبتنی بر چنین گزینشی را می توان برای این منظور تعیین کردد؟ جهت گیری رسانه ای در یک شرایط اتفاقی در مقایسه با تحولات و تغییر ات مداوم وتکراری رخ نمی دهد، بلکه علاقه مندی کارگران، تأسیس شرکت های تعاونی توسط منتقدان، فراوانی کارمندان پشت میزنشین در برابردرآمدهای اندک آنان، سیستم اداری در برابر معترضین، دو حزب انحصار طلبان در برابر چپگرایان ، خصوصی گرائی و بازار آزاد تجاری و نیزاعمال اصلاحات درمقابل توسعۀ عمومی، شورای همکاری ،تسلط بر جهان سوم در مقابل تغییرات انقلابیون جوامع ،مفسران محافظه کار و ستون نویسانی چون رالف لیمبا و جورج ویل در مقابل احزاب مردم گرا و پیشروچون جیم هایپاور و رالف نادر(مطرح نمودن افراط گرایان جایز نیست.) روند عملکرد این قضیه بندرت به سمت قلمرو قدرت های سیاسی و اقتصادی که شامل افرادی که مالک رسانۀ خبری و یا مبلغ آنها هستند، سوق پیدا می کند.
آنچه که متعاقباً ذکر می گردد شیو ه های متداول دستکاری رسانه ای میباشد
توقف انتشار :. متداولترین روش برای دستکاری رسانه ها و اعمال فشار از طریق حذف برخی خبر ها و غیر قابل چاپ عنوان کردن آن ها که گاهی اوقات رخداد چنین ایرادی می تواند عامل از میان رفتن کل مطلب مورد بحث گردد ولو اگر به نظر رسد مورد فراموش شده بخشی از کل آن قضیۀ مورد بحث و یا جان کلام بوده باشد.گزارشاتی که غالباً بخش واضحی از حادثه را به گونه ای ضعیف بیان می کنند از این دسته اخبار هستند، لذا مسموم کردن اذهان مردم توسط فردی روانی به عنوان خبری فراگیر مطرح می شود ، ولی بیان خبری بسیار عاطفی مبنی بر مسمومیت ریوی هزاران تن از کارگران زحمتکش شاغل در کارخانجات صنعتی که در پی آن سودهای بسیاری حاصل می شود (که حتیزمورد تبلیغ رسانه های سرشناس نیز قرار میگیرند.)، طی دهه های متمادی سر بسته و مکتوم باقی می ماند، این جریا ن علیرغم تلاشهای گروههای محافظت از کارگراندر انتشار خبر و آگاهی عموممردم از آن ، سربسته می ماند.)
غالباً رسانه ها کم ارزش کردن و مخفی کردن واقعیتهای ملموس داستانهائی را نیز که مخالف با مضمون احساسات است ،انجام می دهند، چنانچه در سال 1965 ارتش اندونزی توسط ارتش و سازمان جاسوسی دولت ایالات متحده حمایت مالی و تجهیز شده ونهایتاً منجر به سقوط ریاست جمهوری آقای سوکارنو و سرنگونی حکومت کمونیستی اندونزی و متفقین و هم پیمانان آنان گردید و نیم میلیون نفر از مردم نیز کشته شدند( که بنا به تخمین گروهی یش از یک میلیون نفر از مردم به قتل رسیده اند)، که پس از قتل عام هالوکاست عنوان دومین رتبۀ قتل عام سیاسی مردم را داراست، فرماندهان ارتش همچنین صدها کلینیک و کتابخانه مدرسه و مراکز عمومی که توسط کمو نیستها بازگشائی شده بودند را بکلی تخریب کردند، این را میتوان حادثه اغم انگیزی که تا کنون رخ داده است، بیان کرد. در حالیکه ک طی سه ماه این خبر در مجلۀ TIME و یک ماه قبل از آن در مجلۀ NEW YORK TIMEs وطی یک سرمقاله ضمن تجلیل از ارتش اندنزی در انجام صحیح نقشش با توجه به هوشیاری خود ، مطرح کرد.
اطلاعات در خصوص سرکوب عمومی، کشت وکشتار، و شکنجه که توسط دست راستی های تحت حمایت دولت ایالات متحده همچون ترکیه، اندونزی، عربستان سعودی، مراکش، السالوادور، گواتمالاو بسیاری دیگر از کشور ها جهت درج در رسانه های بزرگ حذف شده اند. و در صدد انکار هر گونه انتقاد و مناقشه عمومی نیز بر می آینند. این گونه توقیف شدن ها در دیگر ممالک نیز به وقوع می پیوندد و به گونه ای حکومت مطلقه و دیکتاتوری(تمامیت خواه)نامیده می شود، موجب به قدرت رسیدنشان در سایر کشورها می شود.
حمله و بر اندازی هدف، گاهی موضوعی است که قابل اغماض نیست، چنانچه از قلم افتادگی مطلب یا غفلت در نارسا و نابسندهارائه دادن آن ،رسانه هارا از مرحلۀ فراموشی به بیحرمتی و تحریفموضوع می کشاند و موجب می شود تا رسانه مورد حملۀ شدید واقع می گردد.برای مثال سازمان جاسوسی آمریکا خود را طی مدت 40 سال درگیرمبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر در کشورهای ایتالیا ، فرانسه، جزیرۀ کورس، اندونزی و افغانستان و آمریکای مرکزی و جنوبی نموده که هدف نهائی و اصلی این تجسسات کنگره ای که توسط کمیتۀ پایک در دهۀ 1970 و در ادامه به همکاری کمیتۀ سناتور کری د ردهۀ 80 با هدف بهبود خدمات اجتماعی صورت گرفت ،اما رسانه ها این حرکت را ، مورد تاخت و تاز بی رحمانه خود قرار داده و دربیهوده جلوه دادن وکاستن از ارزش این عملکرد فرو گذاری نکردند.
در مات اوت 1996 زمانیکه نشریۀ سن جووزمرکوری، به بیان قضیۀ غرق شدن کشتی حامل کراک CIA- CONTRA در شرق لس انجلس پرداخت،اکثر رسانه های اصلی از بیان آن اجتناب کردند، اما زمانی که این خبر از طریق اینتر نت به تمام جهان ارسال شد، پنهان نگهداشتن آن بسیار مشکل به نظر رسید،بنابراین رسانه ها بسمت آن یورش بردند. تیتر های واشنگتن پست و نیویورک تایمز وگزارشهای شبکه های تلوزیونی PBS اعلام داشتند که CIA هیچ مداخله و نقشی در این مسئله نداشته است و شماره های پی در پی خبری مرکوری بی اعتبار بوده و نیز از شیوه نادرست خبر رسانی استفاده کرده است. این رخداد از دیدگاه عمومی بسیار ساده لوحانه بوده ضمن اینکه موجب تشویش اذهان عمومی گردیده وطرحی گسترده از توطئه را به همراه داشته است.، چنانچه در طول یک سال این نشریه طرح تحقیق طولانی و مفصلی را طراحی کرده و حتی به برخی از نمایندگان و دلالها و واسطه ها هم اخطارهائی داده است. ، اما زمانیکه موضوع در شبکه های اینتر نتی قرار گرفت سری گزارشهای آن به فرارانی و به صورت تکمیلی همراه با مندرجات و مستندات مربوطه تایید شده بود، در حالیکه نشریات اصلی از بیان آن سر باز زده و به راحتی دروغ گفتند، و به کرات و بی رحمانه بیان کردندکه چنین رخدادی وجود نداشته و با این بیان CIA را از مشارکت در حمل و نقل مواد مخدر مبرا کردند
برچسب زنی،برچسب عبارت است از موضوعی که به سادگی یک حالت منفی و یا مثبت را مطرح می سازد بی آنکه توضیح یا جزئیاتی از آن بیان شود ،برخی از موارد مثبت آن را می توان "استواری و ثبات قدم" ، رهبری و مدیریت یک بنگاه مالی" ، " مدافعه ای نیرومند"، ذکر کرد و از نکات منفی نیز چنین می توان مثال زد ،" چریک های چپ گرا" تروریستهای مسلمان" و تئوریسین های توطئه گر" . در ژوئن سال 98 19مبارزات انتخاباتی کالیفورنیا در برابر معاهدۀ 226 مبنی بر عاجز کردن فعالیتهای سیاسی کارگران سازماندهی شده، رهبران و رؤسای اتحادیه ها،که مداوما از آنان با نام تعاونی یاد می شد ،در حالیکه این رهبران را به عنوان رهبران تعاونی نمی شناختند ،برخی از رسانه ها که خودشان به اشتباه برچسب آزادی خواهی داشتند یاخود را رسانه های آزاد می خواندند، با صد ها مقاله نویس محافظه کار ، مفسران خبری و میهمانان میزگردهای خبری سعی در زمین گیر کردن فعالیت های آن نمودند.
یکی از برجسته ترین برچسب های فریبنده بازساخت یا رفرم می باشد، واژه ای که به بی اساس بودن تحولات اجتماعی تعبیر شده است، بنابر این رسانه ها در این خصوص (اصلاحات رفاهی ) از آن استفاده می کنند .زمانی که بخواهند برنامه های مربوط به همکاریهای اجتماعی را از بین ببرند.
در طی 30 سال اخیر تحولات واصلاحات و بازسازی مالیاتی در حالی حسن تعبیر برای اصلاح قانون را شامل شده که به کرات مالیات بر در آمدهای طبقات مرفه را کاهش داده اند و تمام فشارها را بر روی اقشار متوسط و کم درآمد اعمال نموده اند.
پنداشت انحصاری . رسانه ها بتدریج پذیرفته اند که حق هر گونه انتقاد را از خودشان سلب کنند.،در دهۀ 1980 زمانیکه کاخ سفید (دولت آمریکا) سرمایه گداری عظیمی را در بخش نظامی به عنوان بودجه پیشنهاد نمود، رسانه ها بدون اینکه انتقادات مردم را انعکاس بدهند، و بدون هیچگونه اعتراضی با آنها همراهی نمودند..
به همین شکل مباحث رسانه ها در زمینۀاصلاحات امنیت اجتماعی، که حسن تعبیری در راستای خصوصی سازی و یا حذف احتمالی برنامه هائی که بازخورد مثبتی داشته اند بود.
امنیت اجتماعی در بخش خدمات انسانی شامل سه شاخه است: مستمری بگیران ، افراد و کودکانی که کفیل خود را از دست داده اند، و افرادی که قبل از رسیدن به سن بازنشستگی، دچار سانحه شده و توانائی خود را از دست داده و از کار افتاده شده اند، از روی طرح روی جلد نشریات نمی توان پی برد که آیا موضوعات مربوط به امنیت اجتماعی در درون آن وجود دارد؟ اگر هست چگونه است در عوض هدایت یک رسانه دارای وضیعت مشکوکی است که نیاز به یک مناقشه دارد. چنانچه در طی سی سال گذشته برنامه های آنها رو به انحلال بوده و به ورطه سقوط نزدیک هستند و بایدبه سمت خصوصی سازی هدایت شوند.
انتقال صوری. یک مورد از دروغ پردازی ها در شکل و شمایل ظاهر قضیه است، که به آن دروغ رسمی می گویند، و اشاعه آن در جامعه بدون ارائه دلایل کافی موجب بحث و چالش می شود. گزارش گران مصرانه خود را از بیان نظرات شخصی نسبت به این مفهوم عاجز می دانند، کسی از آنها باز خواست نمی کند ، انتقاد مانسبت به همان چیزی است که آنها در حال انجام آن هستند، مفاهیم و ایده های قراردادی آنها انطباق دقیقی با رؤسا و سیستم های اداری آنان دارد، که در واقع آنها را وفادارتر به این شیوه می کند.
سبک شماری متن. برخی از اینکه در شکل و نوع فرایند رسانه تاکید زیاد داشته و در مقابل به مفهوم و شالوده آن بی توجهی می شود ، در تعجب هستند ، مثال واضح آن، نوع گزارشهائی است که گاها ارائه می شود ، مانند گزارش تبلیغات سیاسی که به اندازۀ یک مسابقۀ اسب دوانی می تواند سطح آن نزول کند، چه کسی برنده آن خواهد بود؟ چه جناحی در تعیین نامزد انتخاباتی برنده خواهد شد؟ چه کسی در انتخابات پیروز خواهد شد؟ مفسران خبری بیشتر نقش منتقدین تئاتر را بازی میکنند به شکلی که هر نامزد چگونه و به چه شکل در امور مثبت شرکت می کنند، و نقش واضح تری در مثبت بودن ایفا می کنند؟ به مطالب عمده ارزش و توجه اندکی اخنصاص داده شده است، و مباحثی دمکراتیک و مردمی در میان نیست.
اندک شماری . در مناسباتی مانند اعتصابات ، زمانیکه نشریه ای در یک درگیری حزب کارگری شرکت میکند، غالبا اندک شماری میکند، به ما گفته می شود که اعتصاب چند روز به طول انجامید و این دردسر کارگران و شرکت طرف حساب آنها ،برای مردم ،چه هزینه هائی در پی دارد و یا اینکه مذاکرات تهدید به تعویق شده است،چیزی که فراموش میشود درون مایه و چرائی این تضاد است و ، مسائل واقعی همچون، قطع حقوق و مزایا و یا توبیخ و از دست دادن موقعیت شغلی ، و یا نارضایتی مدیریت برای مصاحبت و عقد قرارداد جدید یا تمدید آنچیزی بیان نمی شود.
توازن کاذب. طبق قوانین و مصوبه های ناظر بر روزنامه نگاری خوب، یک نشریه باید سعی کندتا در گرفتن جنبه های رقابتی و منابع دو جنبه را دارا باشد، در واقع هر دو مورد بندرت از اهمیت یکسانی برخوردارند، از مطالعات NPR چنین بر می آید که،افراد اصلی در آزادی خواه ترین مطبوعات سخنگوی جناح راست به تنهائی مورد مصاحبه قرار می گیرند، در صورتی که آزادی خواهان توسط محافظه کاران مغلوب میشوند؛ و افراط گرایان و چپ گرایان، در این میادین مورد شکست قرار میگیرند.
از توازن کاذب می توان به رخدادی در خبر گزاری BBC اشاره کرد (در 11دسامبر1997)، و آن بیان تاریخچۀ جنگ بین جنگجویان اندونزیائی و تیمورها بودکه بدون کوچکترین اشاره ای به اینکه آنها برای دفاع از خود و زندگی شان در برابر هجوم اندونزیائی ها ایستادگی کردند، که 200000 تن ازتیموری ها نیز کشته شدند، بجای آن عمل ناپسندانۀکه کینه توزی و نفرت را مورد بحث قرار داده و با استفاده از تحریم، به خنثی سازی و پنهان کاری، یورش و قتل عام تیموور شرقی را تحریف نمودند.
قالب بندی. تأثیر گذارترین تبلیغات بیشتر به قالب بندی استناد میکند تا با دروغین بودنش. واقعیتی را بیان کنیم نه اینکه آنرا از میان بر داریم،بلکه با استفاده از از تأکید و دیگر آرایه های کمکی به گونه ای که مخاطبان احساس دوری از ظاهر قضیه را نداشته باشند،آنرا دریابند. قالب بندی به شکلی اطلاق میشود که خبر چگونه و به چه نحو و در کجابسته بندی و ارائه می شود ( بالای صفحه، صفحۀ اصلی –دراول- بین مطالب در آن صفحه،به صورت داستان ویا در انتهای مطالب) تن و صدای برخواسته جهت ارائۀ مطلب (احساسی یا با بی تفاوتی).عناوین سر فصل ها، تصاویر و در صورت صوتی و تصویری بودن رسانۀ هماهنگی و مورون بودن افکت های تصویری و صدا.
تنظیم کنندگان خبری،از قالب بندی به عنوان آرایه های کمکی استفاده می کنند .آنها در ترویج انتقال بشکل سلیس و راحت و نیز هدایت ادراک و احساس در قالب منفک و جدای از هم میکوشند، آنها با تأثیر گذاری از طریق صدائی متعارف و آشنا، فضائی قابل اعتمادی را بوجودمی آورند ،آوا نگاری که من آن را جهالتی موثق می نامم، در اظهاراتی چون: این وضعیت چگونه خاتمه می یابد؟ " فقط زمان قادر به بازگو کردن آن است!" و یا "کسی با اطمینان نمی تواند بیان کند! " گاهی اوقات دروغی بدیهی و مبتذل با نفوذ ترین حربه ایست که به حقیقت رشک می برد، لذا جملاتی چون " مگر اینکه اعتصاب از بین رود تا طرفین در توازن و تعامل باشند تا اینکه تلخکامی و چالش مابینشان حکمفرما باشد. "
بیاموزیم که هرگز نگوئیم ،چرا؟ بسیاری موارد در اخبار گزارش شده اند، ولی مقدار کمی از آنها مورد بررسی قرار گرفته و شرح داده می شوند، مادعوت شده ایم تا به مشاهدۀ جهان از دیدگاه دانشمندان وارد به کار، بعنوان پراکندگی حوادث و شخصیتهائی که به شکل اتفاقی، در شرایطی متفاوت و خواستگاه شخصی و پیچیده بدون کوچکترین علاقمندی، حادث شده اند،.برویم.
صدائی نافذ و تأثیر گذار، موضوعی غیر شخصی هر دو با ساختاربدیعی از طفره رفتن و گریز است، لذا پسرفتها مانند بلایای طبیعی اتفاق میافتند، (اقتصاد ما رو به ر کود است)، کوچکترین بازخورد در برابر انباشت دارائی ها، جنگهای همیشگی بین سرمایه داران و کارگران و ناتوانی افراد کم درآمد،کارگرانی که حتی قدرت خرید شیء که خود تولید کننده آن هستند،ندارند.
به اختصار نقش رسانه های خبری که به نوعی قصور و ناتوانی نیست، بلکه می توان آن را فراری ماهرانه و موفق قلمداد کرد،اشاره شد.حرفه آنهاآگاه سازی نیست بلکه نا آگاه کردن است، پیشبر دمکراسی نیست بلکه خفه کردن آن است، جهان را برای ما معنا می کند، در صورتیکه مجالی برای خود آگاهی ما قائل نمیشوند، مادامی که ما در میابیم اخبار گزینه ای برای افراد توانمند در زمینه های مالی و شغلی و غیره است، از حالت دیدگاه آزادی خواهانه در خصوص رسانه ها به سیاستی تندرو و افراطی رسانه ها پی می بریم که بسیار مدبرانه و هنرمندانه چرخۀ قدرت رااز نقطه نظر خواننده ،ایفا می کند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: میشائیل پارنتی
میشائیل پارانتی، یک اندیشمند ژرف و محقق و مؤلف بیش از 10کتاب است . در برابر امپراتوری، دروغ کثیف، سیاه جامگان و سرخ ها،....... وی در برکلی زندگی میکند. آخرین کتابش آمریکای محاصره شده نام دارد که این اثر توسط انتشارات city light در اختیار شما قرار دارد.