سلطه رسانه ها
هر فرد در زمانه ما در دو جهان زندگی می کند. یکی دنیای طبیعی که از گوشت و خون و محیط است و انسانها از زمان تولد شان در آن زندگی می کنند . دنیائی که مردان و زنان و کودکانشان در خانواده ،مدرسه ، و جامعه رشد می کنند و بالغ می شوند و با سایر انسانها در موقعیت های مختلف روبرو می شوند. دنیائی که در آن الگوهای اجتماعی ،قانون ،سیستم آموزشی واخلاقی خلق می کنند.
دنیای دیگر که اکثر انسانها امروزه در آن بسر می برند، دنیای رسانه هاست . دنیای جدیدی که بیش از 150سال قدمت نداشته و شاید بتوان گفت که آغاز آن با اختراع گوتنبرگ همزمان شده است.
رسانه های امروز بر ناهمسانی های جهان همچون زبان ،فرهنگ و طبقه اجتمائی و.... فائق آمده اند و حتی برای نفوذ در بی سوادان ، نابینایان ،ناشنوایان و... نیز چاره اندیشیده اند.
در قیاس با انسانها ،این تغییرات بسیار سریع و ناگهانی رخ داده است. اثرات مثبت این تحولات در جوامع و نقش آن در توسعه تقریبا انکار ناپذیر است و در این میان خبر و اطلاع رسانی و نوع پوشش خبری اخبار و رویدادها از اهمیت بیشتری برخوردار است. جریان یکسویه اطلاعات و اخبار در برهه ای از زمان بحث داغ بسیاری از محافل رسانه ای جهان سومی ها بوده و از آن زمان ،از جریان یکسویه اطلاعات به عنوان ابزار قدرت برای استیلا بر کشور های کمتر توسعه یافته یاد می شد. اما این جریان از طریق انحصار رسانه ای در سالهای اخیر شکل دیگری به خود گرفته است به طوریکه دیگر این سیاست های کشور های بزرگ نیست که خط مشی رسانه هایشان را تعین و تحمیل می کنند ،بلکه این سیاست ها و منافع شرکتهای بزرگ رسانه ای چند ملیتی است که با تسلط بر رسانه های گروهی ،اعمال نظر می کنند.
پنج شرکت بزرگ رسانه ای "تایم وارنر" "والت دیسنی" نیوز کورپریشن" "وایاکام" و "برتلزمان" اداره اکثر رسانه های دنیا را به عهده گرفته اند و این پنج غول رسانه ای ،علاوه بر سرمایه گذاری های مختلف در تمامی صنایع ،خصوصا صنایع رسانه ای موجب تاثیرگذاری در روند عادی ،علی الخصوص زمینه های سیاسی و حمایت از جناحها و مبارزات انتخاباتی و غیره گردیده اند.این نفوذ در سایه تسلط بر رسانه ها به حدی قوی است که آنها را قادر می سازد تا در تدوین و تصویب قوانین مورد نظرشان که بتواند منافع آنان را تامین نماید ، دخالت نمایند. جهت روشن تر شدن موضوع ،اطلاعات مختصری ارائه می شود:
مطبوعات و تلویزیون که اکثر مردم ایالات متحده در کسب خبر به آن تاکیه دارند، منابع خبری خود را همیشه از میان رهبران صاحب نام بنگاههای عظیم اقتصادی و رجال ارشد سیاسی انتخاب می کنند و این انتخاب آنان نیز مشروع به نظر می رسد. چرا که تصمیم های اصلی و مهم توسط آنان اتخاذ می گردد و بر سر نوشت کشور های جهان تاثیر می گذارد.
غالبا دیدگاهها،ایده ها، برنامه ها، و پیشنهادهائی که خارج از مراکز تثبیت شده قدرت مطرح میشود، راه به جائی نمی برد و نهایتا در رسانه های بزرگ جائی برای مطرح شدن پیدا نمی کنند.اینگونه مطالب ممکن است فقط در نشریاتی که با تیراژ اندک منتشر می شوند و اصطلاحا نشریات چپ به آنها اتلاق می شود ، منتشر شوند.این موضوع شامل کتاب نیز می گردد. تنها برخی از ناشران کوچک و محلی حاضرند تا کتابهائی را چاپ کنند که ایده ای غیر از ایده بزرگان و قدرتمندان و سیاستمداران را رواج می دهد. تاثیر دیدگاههای غیر خودی همچون جریان اسموزی بسیار کم و نا چیز و یا حتی بی اثر است و در جریان اصلی اخبار و اطلاعات حتی نامی از این ناشران یا صاحب نظران و اندیشمندان ودگراندیشان پیشگام ،به عنوان منبع انتقاد و یا ارایه دهندگان پیشنهاد، مطرح نمی شود.
در آغاز قرن بیستم و در زمان ریاست جمهوری روزولت ،مقررشده بود که هریک از شهرهای ایالت متحده ،بدون توجه به تعدادجمعیت و مساحت آن ،حداقل 5 روزنامه داشته باشد تا بتوانند در یک محیط رقابتی ،دیدگاههای راست ،چپ و میانه را ترویج دهند ، اما اکنون با یک کاسه شدن رسانه ها و تحکیم پایگاه عده ای انگشت شمار ،طیف سیاسی کشوررا دچار تغیرنموده است. آنچه روزگاری لیبرال تلقی می شد ،امروز رادیکال یا مغایر با میهن پرستی توصیف می شود. در یک نظر سنجی در امریکا (موسسه هریس) 42 درصد از مردم را میانه رو و کمی لیبرال ،33در صد را محافظه کار اعلام نموده است و 25 درصد نیز اعلام کرده اند که هنوز به این موضوع فکر نکرده اند.
آقای ریچارد پارسمن رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل تایم وارنر ،بزرگترین کمپانی رسانه ای دنیاست . مایکل آیسنر رئیس شرکت والت دیسنی است . سامیز ردستون فرمانروای وایاکام ، رینهارد موهن ریش سفید آلمانی شرکت برتلزمان و مرداک مرد اول نیوز کورپریشن هستند. اینها 37000 خروجی رسانه ای را اداره می کنند که اگر هفته نامه ها و ماهنامه ها را هم به حساب آوریم ، 54000 خروجی رسانه ای دارند. اگر صنعت نشر را هم در نظر بگیریم ، 178000 خروجی رسانه ای را برای مردم ایالات متحده تولید و توزیع می کنند. این گروه از مدیران رسانه ها 236 میلیارد دلار سود از محل پخش پیامهای بازرگانی کسب می کنند و بیش از 800 میلیارد دلار هم از محل ارایه خدمات و محصولات رسانه ای بدست می آورند. سود نیوز کورپریشن فقط در سال 2000 بالغ بر 1/2 میلیارددلار بوده است که وی حتی یک شلینگ هم مالیات پرداخت نکرده است. این شرکت نیز 28 کانال تلویزیونی در بریتانیا ،2شرکت خدماتی در آلمان ،16 شرکت در استرالیا و یک شرکت در کانادا،6شرکت در هندوستان،یک ایستگاه تلویزیونی در ایتالیا،دو ایستگاه در اندونزی ،دو ایستگاه در ژاپن، هشت ایستگاه در امریکای لاتین دارد.همچنین 8مجله در امریکا ،8استودیو فیلمبرداری (از جمله فاکس قرن بیستم) 31 روزنامه در استالیا ،3 روزنامه در فیجی،نیمی از روزنامه های نیوزیلند را در اختیار دارد. در آسیا ،بزرگترین شبکه تلویزیونی را در اختیار دارد که با 40کانال به 8 زبان و 53 کشور را تحت پوشش خود قرار می دهد.انتشاراتی بزرگ واندروان را هم در اختیار دارد که سالیانه بیش از 7میلیون نسخه انجیل چاپ می کند.
مدیران ارشد این 5 شرکت بزرگ رسانه ای ،بطور مشترک سازمانهای خود را اداره می کنند و به نوعی علاوه بر حمایت های مالی و سرمایه گذاری ،انحصار عمده رسانه های بزرگ را راهبری می کنند. مثلا نیوز کورپریشن ،سهام 63 تلویزیون کابلی ،مجله ها ی پر تیراژ،استودیو های ضبط موسیقی ،کانالهای ماهواره ای در داخل و خارج کشور را داراست که اینها در تمام ارکان زندگی انسانها ،خانه،مدرسه،کلیسا،ورزش، محل کار، سینما،.... نفوذ کرده اند. و همانند سلاطین بزرگ تاریخ ، بخش عظیمی از مردمان جهان را تحت کنترل ابزارهای تبلیغاتی خود درآورده اند.
ساختار رسانه ای ایالات متحده به گونه ای است که در حال حاضر 1468 روزنامه ،6000 مجله،10000 ایستگاه رادیوئی،2700 ایستگاه تلویزیونی و کابلی،2600 مرکز نشر کتاب ،برای 280میلیون امریکائی ،خبرو گزارش وفیلم و سریال و کتاب و سی دی و.. تولید می کنند.
طبق برآوردهای اقتصاددانان،سود سرمایه گذاری در صنایع مختلف در امریکا یک رقمی است ،درحالیکه سرمایه گذاری در صنعت رسانه از 25 تا 60در صد سود ،عاید سرمایه گذاران می کند.. رهبران شرکتهای رسانه ای علاوه بر کسب سود و قدرت ،به لحاظ توان حمایتی خود از سیاستمداران،از حامیان آنان بوده و در این جهت در مبارزات سیاسی آنان مشارکت نموده و در عوض نفوذ خود در مجامع سیاسی از جمله کنگره را تقویت می بخشند. در سال 1952،کل هزینه های انتخابات فدرال اعم از مجلس نمایندگان سنا و ریاست جمهوری 140میلیون دلار بوده که در سال 2000 ،هزینه این مسابقه از 5 میلیارد دلار گذشته و فقط هزینه های تبلیغات ریاست جمهوری در سال 2000 بالغ بر یک میلیارد دلار برآورد شده است.
بنگاههای اقتصادی که در حوزه رسانه فعالیت می کنند،75 در صد از هزینه های تبلیغاتی مبارزات سیاسی دولتمردان امریکا را تامین نموده اند و در مقابل نفوذی بدست آورده اند که از ان در تصویب قوانین تامین کننده منافعشان بهره می گیرند.
"اگر به اسبها جو بدهید،مقداری غذا برای گنجشگها باقی می ماند" این دیدگاه آقای بوش پدر و پسر موجب ثروتمند شدن ثروتمندان و کاهش بودجه رفاهی و خدمات اجتماعی مردم عادی شده است. ایالات متحده امریکا تنها کشور ثروتمندی است که نظام بهداشت و درمان همگانی ندارد و تعداد فقیران روز به روز رو به افزایش گذاشته است. چرا که صاحبان قدرت ها (که معمولا محافظه کاران یا جانبداران آنان هستند) خواهان کاهش مالیات بر در آمد ها و نیز کاهش بودجه خدمات رفاهی دولت هستند.بطوریکه مالیات ثروتمندان در سال 1980 نسبت به سال 1970 به نصف کاهش یافته و مسیر درامد سرانه ملی نیز به سمت خانواده های ثروتمند هدایت شده است. درآمد 15 درصد از مردم (گروه ثروتمندان)از درآمد 85 درصد آنان (اکثریت مردم) در سال 2001 بیشتر بوده است.
در سال 2001 حدودا 17694عنوان مجله با موضوعات مختلف چاپ و منتشر شده است .10مجله 26درصد از بازار 27میلیارد دلاری را در اختیار خود داشته و اکنون 12درصد از بازار در اختیار مجله های تایم وارنر قرار دارد.
مصرف رسانه ای هر فرد در سال 2002 در ایالات متحده ،شامل :
212دلار حق اشتراک تلویزیونهای کابلی ،100دلار خرید کتاب،110دلارخرید فیلمهای ودیوئی خانگی،7دلار خرید نوارهای موسیقی،58دلارخرید روزنامه ها،45 دلار خرید مجلات ، 45 دلار بابت استقاده از خدمات اینترنتی و 36ذلار برای سینما بوده است.
برخی از اطلاعات از آقای بن اچ باگیدیکیان (نویسنده کتاب انحصار نوین رسانه ها) نقل شده است.