گرچه متفکرانی چون ماکیاولی، ویکو، منتسکیو، روسوو، کاندویت ، آدم اسمیت ، کومه ،سان سیمون ،هگل و غیره همه و همه در تشخیص دوره مدرن و پیش مدرن صاحب نظر بو ده اند ولی کارل مارکس و همفکرش فردریک انگلس بودند که اولین تئوری مدرن سازی جامعه را بنا نهادندو شیوه تفکر را با مرتبط نمودن با تئوری کلاسیک سنتی جامعه بنیان نهادند. در صورتیکه تئوریسینهای پیشین در بسط و توسعۀ بین جوامع گذشته و حال تمایز و تفاوت قائل بودندو شکلهائی از برخی از تغییرات اساسی را ترسیم نمودند ،این توجه به مطالعات در ادوار تاریخی که به دوره های مدرنیزه شدن منتهی می شود، مارکس وانگلس بودند که به عنوان اولین کسانی که تحلیلهای تاریخی را درک نمودند و زمینۀ تحلیل و بررسی سیستماتیک و ساختار مشخص ،توسعه و پیشرفت و تناقض ها و درگیری ها در راستای رسیدن به جامعۀ مدرن و پیشرفتۀ امروزی را برشمردند