از دوران کودکی به نقاشی علاقمند بودم.روی هر سطح صافی را خط خطی می کردم و به خیال خودم نقاشی می کردم . دوران دبستان با خط خطی های روی تخته سیاه ؛ دفتر مشق خودم و بچه ها ؛ نیمکت و حتی دیوارها ، و شیشه های بخار گرفته گذشت.
در دوران دبیرستان شرایط بهتری داشتم .با دبیر نقاشی که یک گالری هم در شهر داشت آشنا شدم . تابلوهای خوبی می ساخت وگاهی پارچه نویس هم میکرد. کم کم در کارها کمکش می کردم .خصوصا زمانی که قرار شده بود پرده های بزرگی از کارهای< شیشگین> را برای سالن بزرگ نمایش بسازد.
گروهی بنام پلیاناس مصرانه بر این اعتقاد هستند که این شیوه بد ترین عملکرد ممکن از سوی شخص می تواند باشد.آنها معتقدند که شخص باید تصوری مثبت و موفقیت امیز از همه چیز داشته باشد . آنها بر این اعتقادند که تصور مشکلات ، نسخه ای است که نهایتا منجر به فاجعه می گردد.